هیچستان
به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم.پشت هیچستان جاییست.
پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصدهایی ست که خبر می آرند، از گل واشده ی دورترین بوته خاک.
روی شن ها هم،نقش های سم اسبان سواران ظریفی که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان،چتر خواهش باز است؛
تا نسیم عطش در بن برگی بدود؛
زنگ باران به صدا می آید.
آدم اینجا تنهاست.
و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاریست.
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید،
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
سهراب سپهری

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 16:53 توسط باران
|
خوش امدید